در مورد رشته های علوم پایه ای دیگه این وضعیت رو نداریم . مثلا یک کارشناس شیمی خیلی چاها توی صنعت می تونه کار کنه . مثل کارخونه های رنگ سازی ، وسایل آرایشی بهداشتی و ... . حتی یک فارغ التحصیل ریاضی ممکنه بتونه توی بانک کار پیدا کنه ولی برای فیزیکی ها من کاری دولتی سراغ ندارم که با مدرک لیسانس مشغولش بشن .

البته هر کدام از این شغلهایی که گفتم خودش دنیایی داره که من خیلی واردشون نشدم که بتونم توصیف کنم . مثلا اینکه برای معلم شدن باید چه مراحلی طی بشه .

تدریس خصوصی و کلاس کنکور هم که یه مقدار برمیگرده به توانایی های شخصی و محیطی که در اون قرار دارید و دانشگاهی که ازش فارغ التحصیل میشید.

بریم به مقطع کارشناسی ارشد . با مدرک کارشناسی ارشد اگه توی زمینه های کاربردی فیزیک باشه ممکنه بشه توی یک جای دولتی مشغول به کار شد . گرایش های نانو ، فوتونیک (لیزر) و پلاسما ، مهندسی هسته ای ، فیزیک پزشکی و حالت جامد گرایشهایی هستند که برای کاریابی بهتر از بقیه هستن . البته پروژه ای هم که انجام میدید مهمه و بعضی جاها برای استخدام به این نگاه می کنن که عنوان تز شما به آنچه که اونا لازم دارن نزدیک هست یا نه .

جاهایی هم که میشه کار پیدا کرد بسته به گرایش فرق می کنن . وزارت مخابرات ، صنایع و دفاع محتمل ترین جاها هستن . وزارت دفاع از همه پولدار تره و به خاطر اینکه با تکنولوژی های جدیدتر سر و کار داره به اهمیت فیزیک بیشتر پی برده ! تدریس هم که به قوت خودش باقیه .

گرایش نانو : کسایی که گرایش نانو میخونن کسایی هستن که یا از اول توی امتحان کارشناسی ارشد نانو امتحان دادن ( چون چند سالیه که نانو جداگانه امتحان می گیره ) و یا اینکه فیزیک ادامه دادن ولی توی گرایش نانو پروژه انجام دادن  . اینها همه جا استفاده میشن . اصلا از قدیم گفتن نانو تکنولوژی = نان + تکنولوژی .

گرایش فوتونیک ( اپتیک و لیزر ) و پلاسما :باز هم اینها کسایی هستن که یا امتحان فوتونیک دادن و یا پروژه شون در زمینه لیزر و اپتیک بوده . البته فوتونیک به معنی دقیق کلمه به هر کاری توی زمینه  لیزر گفته نمیشه . فوتونیک یعنی استفاده از نور توی تکنولوژی هایی که تا قبل از این الکترونیکی بودن . ولی خوب معمولا خیلی وسواس به خرج نمی دن و کارهایی رو که تو اونها یه جوری لیزر استفاده شده باشه بهش فوتونیک میگن . توی این گرایش هم وزارت مخابرات و دفاع ممکنه استخدام کنن . البته بیشتر علاقمند به افرادی هستن که کار تجربی ( آزمایشگاهی ) انجام دادن .

شرکت هایی هم هستند که به صورت خصوصی توی این زمینه مشغول به کار هستن . اینها که معمولا فارغ التحصیلان فوق لیسانس و لیسانس هستن یا پروژه هایی رو انجام میدن که از یک نهاد دولتی گرفتن و یا اینکه خودشون توی بازار آزاد فعال هستن . مثلا توی زمینه های حکاکی با لیزر روی چوب و چرم و ... برای هدایایی که ادارات و شرکتها میدن و یا کارهای تبلیغاتی با لیزر مثل برپاکردن نمایش لیزری (Laser Show ) توی مراسم افتتاحیه یک کنفرانس مثلا .

مثل همیشه ورود به بازار کار نیاز به خلاقیت و بازاریابی داره . هنوز هم میشه کلی کار انجام داد ولی باید قبل از هر چیز نیاز بازار رو فهمید و این لازمه اش ارتباط داشتن با بازاره .

مهندسی هسته ای : مهندسی هسته ای با گرایش هسته ای که توی فوق لیسانس فیزیک هست خیلی تفاوت داره . توی گرایش هسته ای فیزیکی ها معمولا به مباحث نظری می پردازن که خیلی از لحاظ کاری به درد نمی خورده (اگه از لحاظ های دیگه به درد بخوره ! ) . مهندسی هسته ای از لحاظ شغلی تضمینش بیشتره ( البته مثل بقیه گرایشها به دانشگاه فارغ التحصیلی هم ربط داره ) ولی محلی که کار انجام میشه محدوده و خیلی محتمله که خارج تهران باشه . مثلا توی نطنز . ولی از لحاظ درآمدی معمولا وضع بهتری داره . مخصوصا اگه محل کار توی تهران نباشه . 

در مورد فیزیک پزشکی اطلاعات زیادی ندارم . فقط از دوستانی که توی این رشته تحصیل می کنن شنیدم که از لحاظ کاری وضعش خوبه . ظاهرا هنوز اشباع نشده و طرف حساب آدم که با پزشکی باشه واضحه که بازار کار خیلی گسترده تره .

حالت جامد: جاهایی که به گرایش های کاربردی اهمیت میدن به این گرایش نظر مثبت دارن . ولی خوب این عنوان خیلی کلیه (حتی نانو هم جزء این گرایش به حساب میاد). اگه پروژه انجام شده به درد جایی بخوره میشه انتظار داشت که کار پیدا کرد . مثل ساخت حسگرها (سنسورها) ی مختلف .

اما دکترا !

اگه فارغ التحصیل دکترا باشین مجبورین که استاد بشین ! البته میتونین توی وزارت های مختلف هم مشغول به کار بشید ولی فعلا دانشگاهها جای خالی دارن و کمتر کسی این کار رو می کنه . توی دوره دکترا شما می تونید بورس بشید . یعنی به یه دانشگاهی تعهد بدید که بعد از فراغت از تحصیل اونجا میرید و اونا هم حین تحصیل یه حقوقی به شما بدن ( الان ماهی ۷۰۰۰۰۰ هزار تومن میدن ! )  . اما دانشگاههای تهران دیگه کسی رو بورس نمی کنن . این گزینه برای شهرستانی ها ایده آل هست . چون می تونن توی همون دانشگاه شهرستانشون بورس بشن . البته خوب این خودش میتونه یه محدودیت هم باشه .

اما اگه بورس نشید می تونید شانستون رو برای تهران و یا دانشگاههای مراکز استان بزرگ هم آزمایش کنید . تهران معمولا کسی میتونه بمونه که رزومه کاری خوبی داشته باشه و تصمیم داشته باشه که به کار علمی به صورت حرفه ای نگاه کنه و سرش همش توی کار پژوهشی باشه . اما توی شهرستان میتونید دنبال یه زندگی عادی و بی درد سر بگردید !

همه مواردی که گفتم بستگی به این هم داره که شما رزومه تون چطوری باشه . مثلا توی چه دانشگاهی تحصیل کردید یا اینکه نمراتتون چطور بوده . چند تا مقاله پژوهشی منتشر کردید . چقدر تجربه کاری داشتید و الی آخر .

اینهایی که من گفتم همه کارهای متصور نبود . چون هزار و یک زمینه وجود داره که ممکنه یه فارغ التحصیل فیزیک حتی با مدرک لیسانس استفاده بشه . مثلا ممکنه یک شرکت تهیه تجهیزات آزمایشگاهی بخواد یه فارغ التحصیل فیزیک که به انگلیسی مسلط باشه رو استخدام کنه و یا اگه کسی یه نرم افزارهایی مثل MatLab یا نرم افزارهای اپتیکی تسلط داشته باشه بتونه کار پیدا کنه ولی خوب این موارد خیلی به اصطلاح روتین نیستن .

برگرفته از وبلاگ:

یادداشت های یک دانشجوی استاد نما

http://outsidephysics.mihanblog.com